حكيم ابوالقاسم فردوسى
613
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
دگر گنج كش نام باد آورست * پر از افسر و زيور و گوهرست نگه كن بشهرى كه ويران شدست * كنام پلنگان و شيران شدست دگر هر كجا رسم آتشكدست * كه بىهيربد جاى ويران شدست سه ديگر كسى كو ز تن باز ماند * بروز جوانى درم برفشاند دگر چاهسارى كه بىآب گشت * فراوان برو ساليان بر گذشت بدين گنج باد آور آباد كن * درم خوار كن مرگ را ياد كن دگر گنج كش خواندندى عروس * كه آگند كاوس در شهر طوس بگودرز فرمود كان را ببخش * بزال و بگيو و خداوند رخش همه جامههاى تنش برشمرد * نگه كرد يك سر برستم سپرد همان ياره و طوق كنداوران * همان جوشن و گرزهاى گران ز اسبان بجايى كه بودش يله * بطوس سپهبد سپردش گله همه باغ و گلشن بگودرز داد * بگيتى ز مرزى كه آمدش ياد سليح تنش هرچ در گنج بود * كه او را بدان خواسته رنج بود سپردند يك سر بگيو دلير * بدانگه كه خسرو شد از گنج سير از ايوان و خرگاه و پرده سراى * همان خيمه و آخور و چارپاى فريبرز كاوس را داد شاه * بسى جوشن و ترگ و رومى كلاه يكى طوق روشن تر از مشترى * ز ياقوت رخشان دو انگشترى نبشته برو نام شاه جهان * كه اندر جهان آن نبودى نهان ببيژن چنين گفت كين يادگار * همى دار و جز تخم نيكى مكار بايرانيان گفت هنگام من * فراز آمد و تازه شد كام من بخواهيد چيزى كه بايد ز من * كه آمد پراگندن انجمن همه مهتران زار و گريان شدند * ز درد شهنشاه بريان شدند همى گفت هر كس كه اى شهريار * كرا مانى اين تاج را يادگار [ خواستن زال گشادنامه از خسرو براى رستم ] چو بشنيد دستان خسرو پرست * زمين را ببوسيد و بر پاى جست چنين گفت كاى شهريار جهان * سزد كآرزوها ندارم نهان تو دانى كه رستم بايران چه كرد * برزم و ببزم و بننگ و نبرد چو كاوس كى شد بمازندران * رهى دور و فرسنگهاى گران چو ديوان ببستند كاوس را * چو گودرز گردنكش و طوس را تهمتن چو بشنيد تنها برفت * بمازندران روى بنهاد تفت بيابان و تاريكى و ديو و شير * همان جادوى و اژدهاى دلير بدان رنج و تيمار ببريد راه * بمازندران شد بنزديك شاه بدريد پهلوى ديو سپيد * جگر گاه پولادغندى و بيد سر سنجه را ناگه از تن بكند * خروشش بر آمد بابر بلند چو سهراب فرزند كاندر جهان * كسى را نبود از كهان و مهان بكشت از پى كين كاوس شاه * ز دردش بگريد همى سال و ماه و زان پس كجا رزم كاموس كرد * به مردى بابر اندر آورد گرد ز كردار او چند رانم سخن * كه هم داستانها نيايد ببن